ندای یک بسیجی عاشق

ندای یک بسیجی عاشق

ندای یک بسیجی عاشق

ندای یک بسیجی عاشق

۱۱ مهر ۹۳ ، ۰۱:۱۱

مادری که حاجت روا شد

به نقل از "ندای یک بسیجی": پسر اول گفت: مادر جون برم جبهه؟


گفت: برو عزیزم.


رفت و والفجر مقدماتی شهید شد!


پسر دوم گفت: مادر، داداش که رفت، من هم برم؟


گفت: برو عزیزم.


رفت و عملیات خیبر شهید شد!


پدرگفت: حاج خانم بچه ها رفتند، ما هم بریم تفنگ بچه ها روی زمین نمونه، رفت و کربلای پنج شهید شد!


مادر به خدا گفت: همه دنیام رو قبول کردی، خودم رو هم قبول کن.


رفت و در حج خونین شهید شد!


خانواده شهیدان تلخابی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۱
ندای یک بسیجی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی